نگارنده: رستم دستان
از دیرباز، فارسیزبانان در سرزمین خود، در جغرافیایی که امروز تحت نام جعلی «افغانستان» معرفی میشود، همواره زیر فشار، تبعیض و یوغ استعماری حاکمیت افغان ها قرار داشتهاند. سیاستهای تکقومی، استبدادی و انحصارطلبانه افغانی، اکثریت فارسیزبانان را به حاشیه رانده و از حقوق طبیعی و تاریخیشان محروم ساخته است. این روند تبعیضآمیز از دوران امیر عبدالرحمن شروع، پس از عبور از دودمانش به خاندان یحیی رسید که سپس در مرحله های مختلف تا امروز به شکل بیوقفه ادامه یافته است. پیامد آن روند را می توان به گونه استعاره گذاشتن تیغ سرکوب بر شاهرگ زبان، هویت و موجودیت فارسیزبانان نامید.
باید تاکید کنم که سیاستهای قوم محور افغانی یا پشتونی تصادفی یا مقطعی نبوده، بلکه بخشی از یک برنامهی درازمدت برای تثبیت حاکمیت افغانی بوده است. ادعای موسوم به «پنج هزار سال تاریخ افغانی» چیزی جز یک دروغ بزرگ و تحمیلشده بر ذهن عوام نیست. تاریخ گواهی میدهد که از تأسیس حکومت احمدشاه ابدالی در سال ۱۷۴۷ میلادی تا حکومت مستبد و جبار طالبان در امروز، همواره سرکوب نظام مند فارسیزبانان با برنامهریزی دقیق دنبال شده است.
فارسیزبانان این سرزمین از هویت، فرهنگ، تاریخ کهن و اصالت ریشهدار برخوردار اند و صاحبان اصلی این مرزوبوم بهشمار میروند.
آنان در طول تاریخ، نهتنها در عرصههای فلسفه، فرهنگ و ادب، بلکه در دانش و فنآوری های نظامی نیز توانایی و شایستگی خود را داشته و دستآورد های زیادی از خود به جا گذاشته اند.
پیشینان ما به گواهی تاریخ و اسناد با اعتبار هرگز حاضر نشده بودند که هویت، زبان و تاریخ خویش را در برابر هیچگونه معامله و باجدهی سیاسی قربانی کنند. ایستادگی آنها، میراث گرانسنگ همه فارسیزبان این سرزمین است.
امروز جهان بهخوبی دریافته است که چه قدرت عظیمی در اتحاد و همزیستی فارسیزبانان نهفته است. از همین رو، در این جغرافیای جعلی، همواره افرادی بیگانه بیهویت، خودفروخته و تهی از اندیشه را حاکم ساخته و می سازند؛ کسانی که جز قتل، کشتار، عقبگرایی و تداوم خشونت، برنامهای برای آینده ندارند.
مراجعه به تاریخ نشان میدهد که این حاکمان برای حفظ اقتدار حکومت تکقومی افغانی شان، از هیچگونه معاملهی ننگین، حتی فروش خاک و سرزمین، دریغ نکرده و نمی کنند. هر حکومت پشتونی، برای بقای خود، نسخهای خشنتر و افراطیتر از پیشین خود را جایگزین ساخته است.
در چنین شرایطی، برای حفظ زبان، هویت و تاریخ پربارمان، اتحاد، همزیستی و همبازویی میان فارسیزبانان اعم از تاجیک، هزاره و دیگر اقوام پارسی زبان در کنار متحدان طبیعی ازبیک، ترکمن، عرب، وغیره یک ضرورت تاریخی و حیاتی است.
باید با جسارت، آگاهی و تدبیر، اقدامات علمی و عملی برای بیدارسازی ملت فارسیزبان انجام شود تا بتوانند در سرزمین آبا و اجدادی شان، بهعنوان شهروندان اصلی، آزادانه حکومت کنند و از حقوق برابر شهروندی برخوردار باشند.
این بیداری و آگاهیرسانی مستلزم اطلاعرسانی هدفمند و روشنگری مستمر است. در این میان، جنبش حق تعیین سرنوشت فارسیزبانان میتواند بهعنوان روزنهای امید، نقشی اساسی را در زنده نگهداشتن مسیر تاریخی نیاکان و تحقق عدالت، برابری و همزیستی واقعی ایفا کند.
