نگارنده: دکتر محمد باختریان
مقدمه
تاریخ ملتها، به ویژه تاریخ معاصر نشان میدهد که جنگهای ملی نقش تعیینکنندهیی در شکلگیری هویت جمعی و وحدت ملتها دارند. روزهای پیروزی در این جنگها، نماد عزت، افتخار و یکپارچگی ملی هستند و روزهای شکست، یادآور محرومیت، تباهی و احساس زیان جمعیاند. بنابراین، تجربهٔ مشترک در جنگهای ملی یکی از ستونهای اصلی شکلگیری احساس «مای ملی» و تعلق ملی است.
در مورد افغانستان و قوم افغان/ پشتون، جنگهای سهگانه با استعمار انگلیس (قرن نوزدهم میلادی) – اگرچه در این جنگذها، به ویژه تاجیک ها نقش عمده بازی کرده اند، اما امتیاز ملی آن را افغان/ پشتونها بردهاند – نقش مهمی در تقویت هویت ملی و تاریخی افغان/ پشتونها و تثبیت قدرت آنان بر مناطق دیگر داشته است، اما این جنگها همزمان باعث سرکوب و عقبراندن سایر اقوام شده و حس «ملت واحد» را میان اقوام ایجاد نکردند.
رژیمهای پشتونمحور از امیرعبدالرحمن تا امانالله، نادرخان و ظاهرخان، همواره سیاست «اشغال زمین، اشغال هویت، اشغال زبان و اشغال تاریخ و اشغال فرهنگ و …» سایر اقوام را دنبال کردهاند. بر این اساس، جای تعجب ندارد که اقوام غیرافغان/ پشتون احساس کنند با افغان/پشتونها حس ملی مشترک ندارند . دلیل آن این است که هیچ قومی نمیتواند با قوم اشغالگر خود، یک ملت باشد، زیرا ملت، نه تنها بر اساس مرز جغرافیایی، بلکه بر اساس عدالت، احترام متقابل و شریک شدن در قدرت و هویت شکل میگیرد.
در ادامه، دلایل اصلی این نابرابری و اشغالگری و ملت نشدن را به تفصیل بررسی میکنیم:
۱. افغان/پشتونها اشغالگر زمینهای اقوام دیگرهستند
تاریخ افغانستان پر از نمونههایی است که پشتونها با زور و همکاری با استعمار و سیاستهای نظامی و اداری زمینهای اقوام دیگر را تصاحب کردهاند. از مناطق هزارهنشین تا اوزبیک نشین و تاجیکنشین و … بسیاری از زمینها به بهانههای نظامی یا سیاسی از صاحبان اصلی گرفته شده و به افغان/پشتونها واگذار شده است. این اشغالگری سرزمین، نه تنها موجب فقر و بیثباتی در میان سایر اقوام شده، بلکه حس ظلم و محرومیت تاریخی را عمیقتر کرده است. هیچ کشوری نمیتواند بر پایه چنین تجاوزهای تاریخی، یک ملت واقعی بسازد.
۲. افغان/پشتونها اشغالگر زبان اقوام دیگرهستند
زبان یکی از مهمترین ابزارهای هویت ملی است. افغان/ پشتونها، از دوران امیر عبدالرحمن به بعد، تلاش کردند تا پشتو را به زبان رسمی و غالب کشور تبدیل کنند و سایر زبانها از جمله فارسی، ازبکی و … را سرکوب یا به حاشیه برانند. این سیاست باعث شد که اقوام دیگر احساس کنند زبان و فرهنگ آنها مورد تحقیر و تهدید قرار گرفته است. ملت واحد تنها زمانی شکل میگیرد که همه اقوام بتوانند زبان خود را آزادانه بیان و آموزش دهند.
۳. افغان/پشتونها اشغالگر فرهنگ هستند
فرهنگ شامل هنر، موسیقی، جشنها، آداب و رسوم و سبک زندگی است. رژیمهای افغان/ پشتونمحور همواره تلاش کردهاند فرهنگ افغان/پشتون را به عنوان فرهنگ غالب کشور معرفی کنند و سایر فرهنگها را محدود یا منسوخ کنند یا آن را بنام افغان/ پشتون معرفی کنند. این اشغال فرهنگی، احساس تعلق و غرور اقوام دیگر را تحت فشار قرار داده و از شکلگیری هویت ملی مشترک جلوگیری کرده است.
۴. افغان/پشتونها اشغالگر سمبولهای تاریخی هستند
تاریخ افغانستان با روایتهای افغان/ پشتونمحور نوشته شده و بسیاری از شخصیتها و رویدادهای تاریخی اقوام دیگر نادیده گرفته شدهاند. آثار تاریخی، نمادها و قهرمانان قومی اقوام غیرافغان/ پشتون یا کماهمیت جلوه داده شدهاند. وقتی تاریخ یک ملت، یکجانبه و اشغالشده باشد، اتحاد واقعی شکل نمیگیرد و حس «ملت بودن» میان اقوام تضعیف میشود.
۵. افغان/پشتونها اشغالگر سهم اقوام دیگر در دولتها هستند
از دوران امیر عبدالرحمن تا حکومتهای بعدی، مدیریت و قدرت در کشور عمدتاً در دست افغان/ پشتونها باقی مانده است. اقوام دیگر، حتی اگر اکثریت جمعیتی داشته باشند، در تصمیمگیریها و مناصب دولتی سهم نداشتهاند. این تبعیض در قدرت سیاسی باعث شده است احساس تبعیض و محرومیت میان اقوام باقی بماند.
۶. افغان/پشتونها اشغالگر سهم اقوام دیگر در روابط بینالمللی هستند
تصمیمات مهم کشور در حوزه سیاست خارجی و نمایندگی بینالمللی و سفارتها غالباً یا صددرصدی افغان/ پشتونمحور بوده است. این تبعیض باعث شده است که سایر اقوام حس کنند که کشور نمایندهٔ واقعی آنها نیست و حضورشان در عرصه جهانی نادیده گرفته شده است. در جهان این فکر را تفهیم کرده اند که در افغانستان جعلی، غیرافغان/ پشتون وجود ندارد، اگر هم باشد، یک اقلیت محض ۵ درصدی است.
۷. افغان/پشتونها اشغالگر سهم هویت بینالمللی هستند
در سطح بینالمللی، بسیاری از اقوام غیرپشتون به نام «افغان» شناخته میشوند، در حالی که در واقع پشتونها هویت اصلی را تعیین کردهاند. این نوع «تحمیل هویت» باعث سرکوب و کوچکشدن هویت اقوام دیگر شده و حس تعلق به یک ملت مشترک را کاهش داده است.
۸. افغان/پشتونها با کمک استعمار انگلیس، پاکستان و دیگران اقوام دیگر را سرکوب کردهاند
تاریخ افغانستان پر از نمونههای کشتار، سرکوب و تبعیض اقوام غیرافغان/ پشتون است. افغان/ پشتونها همیشه با سایر اقوام در نزاع و کشمکش بودهاند و تنها در مواقع حمله خارجی، به اجبار، سایر اقوام را در زمرهٔ «ملت افغان» قرار دادهاند. این همکاریهای اشغالگرانه با قدرتهای خارجی باعث تشدید دشمنی و بیاعتمادی شده است.
۹. افغان/پشتونها اشغالگر روح و روان مردم اقوام دیگر هستند
حکومتهای افغان/ پشتونمحور با ایجاد فضای ترس، تهدید و خشونت، کنترل روح و روان مردم سایر اقوام را هدف قرار دادهاند. احساس رعب و اضطراب میان اقوام دیگر، مانع شکلگیری تعلق ملی و هویت مشترک شده است.
۱۰. افغان/پشتونها هویت ملی افغانی/پشتونی را به هویت تروریستی تبدیل کردهاند
در طول دههها، سیاستهای اشغالگرانه و سرکوبگرانه افغان/ پشتونها، به همراه حضور گروههای مسلح و ایدئولوژیهای افراطی، پرورش انتحاری در فرهنگشان و صدور انتحاری به شرق و غرب، موجب شده است که هویت ملی پشتونها/افغانها در نظر بسیاری از اقوام دیگر و جهان با خشونت و ترور پیوند داده شود. امروز هویت افغانی/ پشتونی، یعنی هویت ملی تروریستان. طبیعی است که هیچ قومی نخواهد در چنین هویتی پُلِ تروریستی شریک شود.
نتیجهگیری
واضح است که هیچ قومی که تحت ظلم، اشغالگری و تبعیض تاریخی قرار گرفته باشد، نمیتواند با قوم اشغالگر خود یک ملت واقعی بسازد. تاریخ، عدالت، احترام متقابل و فرصت برابر، تنها مسیر شکلگیری ملت واقعی است و بدون آن، ادعای «ملت واحد» بیش از یک روایت سیاسی جعلی نخواهد بود. نام افغانستان، نام هویت ملی افغانی، نزد ما یک جعل بیش نیست.
بنابراین، ما اقوام پارسیزبان و اقوام متحدذمان، با افغان/پشتونها، جنگ ملی نداریم. جنگ آن ها با پاکستان، جنگ خودشان است، جنگ ما جنگ خودمان.
