نگارنده: احمد رشاد میرزاده

محرم و عاشورا تنها روایت خون و شمشیر نیست؛ بلکه روایت جاودانهٔ ایستادگی در برابر سلطه، تحریف و خاموشی حقیقت است. کربلا اگرچه در سرزمین نینوا رخ داد، اما پیام آن در مرز زمان و مکان محصور نماند. عاشورا، مکتب حق‌طلبی و آزادگی شد تا به انسان بیاموزد که کرامت را نمی‌توان به بهای سکوت در برابر ظلم معامله کرد و حقیقت را نمی‌توان به پای مصلحت قربانی ساخت. از همین رو، عاشورا را می‌توان فراتر از یک رویداد مذهبی، میراثی اخلاقی، انسانی و تمدنی دانست که پیام آن برای هر انسان آزادی‌خواه و عدالت‌طلب، فارغ از مذهب، قومیت و گرایش سیاسی، الهام‌بخش و تأمل‌برانگیز است

اگر امام حسین(ع) با خون خویش و حضرت زینب(س) با روایت و افشاگری خویش، پیام عاشورا را جاودانه کردند، معنای آن برای نسل‌های بعدی تنها گریستن بر گذشته نیست، بلکه فهم مسئولیت انسان در برابر بی‌عدالتی و ایستادگی در برابر سلطه است. از همین رو، کربلا تنها در دهم محرم پایان نیافت؛ هر جا که حق زیر پای قدرت قربانی شود و هر جا که انسان به خاطر هویت، زبان، فرهنگ، عقیده یا جنسیت خویش به حاشیه رانده شود، پژواک همان پرسش بزرگ عاشورا شنیده می‌شود: آیا باید تسلیم شد یا ایستاد؟

در جغرافیای به نام افغانستان، اقوام غیر افغان/غیرپشتون و به‌ویژه بانوان، دهه‌هاست که اشکال گوناگونی از حذف، انکار، تبعیض و سرکوب را تجربه کرده‌اند. حذف هویت و زبان، تحریف حافظهٔ تاریخی، انحصار سیاسی، محرومیت از مشارکت برابر و محدود ساختن زنان، برای بسیاری از باشندگان این سرزمین، سوگی ممتد و عاشورایی طولانی بوده است. گویی آسمان خراسان و قلمرو پارسیان شرقی، سال‌هاست که رنگ سیاه محرم را نه فقط در تقویم، بلکه در واقعیت زندگی خود حمل می‌کند.

اما پیام عاشورا، پیام تسلیم نیست. حسین(رض) نیامد تا به انسان هنر سکوت بیاموزد، بلکه درس ایستادن را به او آموخت. زینب(رض) نیز نشان داد که مقاومت، تنها در میدان نبرد خلاصه نمی‌شود؛ روایت حقیقت، شکستن سکوت و سپردن جنایت به حافظهٔ تاریخ نیز ادامهٔ همان راه است. از همین رو، مستندسازی ستم‌ها، نوشتن، پژوهش، حفظ زبان و فرهنگ، دفاع از حقوق بانوان، افشای تحریف‌ها، برملا کردن توطئه‌ها و مقابله با سفیدنمایی ظلم، همگی می‌توانند جلوه‌هایی از همان رسالت باشند.

بانوان کربلا، تنها سوگواران شهیدان نبودند؛ آنان حاملان پیام و نگهبانان حقیقت بودند. از این رو، دفاع از کرامت و حقوق بانوان و ایستادگی در برابر خانه‌نشین ساختن و خاموش کردن صدای آنان، صرفاً یک مطالبهٔ اجتماعی نیست، بلکه پاسداری از بخشی از حقیقت و کرامت انسانی است. زینب کبری(س) نشان داد که سکوت در برابر ظلم، مرگ حقیقت است و روایت حقیقت، خود شکلی از مقاومت است.

جنبش حق تعیین سرنوشت پارسی‌زبانان نیز در همین افق، تلاش خود را برای پایان دادن به سلطه، تبعیض و انحصار آغاز کرده است. ما بر این باوریم که حق تعیین سرنوشت، تجلی ارادهٔ آزاد انسان‌ها و ملت‌ها برای تعیین سرنوشت خویش است و هیچ سلطه‌ای نمی‌تواند این حق را برای همیشه به بند بکشد. شاید کاروان ما در مقایسه با قدرت‌های مسلط، کوچک باشد؛ اما تاریخ عاشورا به ما آموخته است که عظمت یک آرمان را با شمار سپاهیان نمی‌سنجند، بلکه با بزرگی ایمان به حق و شجاعت ایستادن بر آن می‌سنجند.

ما از بیان حقیقت، از پاسداری از هویت و زبان خویش، از نقد سلطه و از دعوت به همگرایی و همفکری هراسی نداریم. آنانی که هنوز در بند افسون‌زدگی و عادت‌های کهنه‌اند، پیش از هر چیز شایستهٔ گفت‌وگو و بیداری‌اند و اگر همچنان بر استمرار همان ساختارهای فرسوده پافشاری کنند، نقد و پرسش نیز بخشی از مسئولیت تاریخی ما خواهد بود.

کربلای این زمان برای ما، پاسداری از زبان، فرهنگ، هویت، حافظهٔ تاریخی و کرامت انسانی است؛ به‌ویژه پاسداری از حقوق بانوانی که همچون زینب‌های این عصر، بار سنگین حقیقت را بر دوش می‌کشند. ما باور داریم که اقوام غیر افغان/غیرپشتون، با وجود تفاوت‌ها، مشترکات بسیار بزرگ‌تری دارند و اختلافات میان آنان در برابر این مشترکات، ناچیز است. آینده‌ای عادلانه، جز از مسیر همگرایی، همفکری و ساختن قراردادهای نوین اجتماعی ممکن نخواهد شد.

راه شاید طولانی باشد، نبرد شاید دشوار باشد و کاروان ما شاید اندک؛ اما عاشورا به ما آموخت که پیروزی همیشه در فتح میدان نیست، بلکه گاه در نپذیرفتن سلطه و در وفاداری به حقیقت معنا می‌یابد. ما به خود می‌بالیم که از بند مصلحت‌های تحمیلی بیرون آمدیم، سلطه را به زیر خط قلم کشاندیم و آن را در برابر پرسش موجودیت قرار دادیم.

سلام بر همهٔ آزادگان تاریخ؛ آنان که در هر عصر و هر سرزمین، حقیقت را بر مصلحت، کرامت را بر ذلت و آزادی را بر سلطه برگزیده‌اند.

و تا زمانی که خون در رگ، رنگ در قلم و توان در قدم باقی است، حماسهٔ حق و عدالت‌خواهی ادامه خواهد داشت. افق شرق، هرچند هنوز در غبار فرو رفته باشد، دور نیست؛ و صبح ظفر، هرچند آرام و گام‌به‌گام، در راه است. ما برای مردم خود ایستاده‌ایم و تا رسیدن به آرمان‌های خویش، از حرکت باز نخواهیم ایستاد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *